تاریخ انتشار : 1403/10/11
دنياي اقتصاد : صنايع ايران از اوايل ارديبهشتماه فاز جديدي را تجربه ميکنند که رکود توليد، کاهش فروش و افزايش هزينهها از مهمترين نشانههاي آن است. تداوم اين روند ماهانه در طول ۶ماه پياپي موجب شده است روند سالانه شاخصهاي صنعت در آبان۱۴۰۳ منفي شود. اينکه اين موضوع به منزله آغاز يک دوره جديد از رکود صنعتي باشد، مشخص نيست؛ اما دستکم طبق دادههاي پژوهشکده پولي بانک مرکزي، وضعيت SMEهاي ايراني بدتر از صنايع بزرگ است و چراغ فعاليت اين گروه از صنايع، بيسروصدا در حال خاموشي است.
![]()
رشد صنعتي با روندي سينوسي در محدوده منفي قرار دارد. بررسي روند سهشاخص رشد ماهانه، رشد سهماهه و رشد ۱۲ماهه صنعت حاکي از اين است که روند نزولي نرخ رشد که از بهار به تابستان ۱۴۰۳ اتفاق افتاده، اگرچه در مهرماه ادامه پيدا نکرده، اما در آبانماه وارد محدوده منفي شده و رشد سهماهه منتهي به آبانماه هم منفي است. تحليل دادههاي سهگزارش پژوهشکده پولي و بانکي، مرکز پژوهشهاي مجلس و اتاق بازرگاني از روند توليد صنعتي بيانگر اين است که توليد صنعتي به دلايلي همچون سياستهاي غلط ارزي، رشد تورم ، گراني و کمبود مواد اوليه، محدوديت ناشي از تحريم (وابستگي به واردات و صادرات)، کمبود نقدينگي و سرمايه در گردش و همچنين افت تقاضا در بازارهاي داخلي و صادراتي روند رو به رشد مستمري ندارد. نکته قابلتوجه در بررسي روند توليد صنعتي تاثير اندازه بنگاه بر رشد شرکتهاست.
بنگاههاي بزرگتر بهواسطه دسترسي راحتتر به منابع مالي و تسهيلات بانکي، فعاليت در بازارهاي کمتر رقابتي، دسترسي بيشتر به بازارهاي صادراتي و وارداتي، داشتن قدرت چانهزني و رانتهاي ديگر از تابآوري بالاتري نسبت به بنگاههاي ديگر از جمله SMEها برخوردارند؛ به نحوي که ترکيب رشد توليد شرکتها نشان ميدهد کاهش توليد در آبان ۱۴۰۳ در گروه شرکتهاي کوچک و متوسط بيشتر از شرکتهاي بزرگ بوده است. از طرف ديگر مشکلات مربوط به تحريم و روابط خارجي و محدوديتهاي صادراتي و وارداتي، تاثير عميقي بر رشد توليد صنعتي گذاشته و کاهش توليد در شرکتهاي وابسته به تجارت خارجي (هم واردات و هم صادرات) بيشتر از گروههاي ديگر بوده است. همچنين يکي از منشأهاي اصلي کاهش توليد در مهرماه شرکتهاي صادراتي بودهاند. در آبان نيز رشد شرکتهاي صادراتمحور کمتر بوده است.
براساس گزارش ماهانه توليد صنعتي پژوهشکده پولي و بانکي، رشد شاخص توليد صنعتي شرکتهاي بورسي در آبان ۱۴۰۳ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳درصد کاهش داشته است. رشد سهماهه منتهي به آبان نيز به منفي ۲.۷درصد رسيده است. گزارش ماهانه توليد صنعتي در آبان ۱۴۰۳ حاکي از اين است که رشد شاخص توليد در صنعت فلزات اساسي در اين ماه منفي بود و شاخص توليد اين صنعت ۳٫۳درصد کمتر از آبان سال گذشته برآورد شد. صنعت محصولات شيميايي از معدود صنايع با رشد مثبت شاخص توليد در آبان بوده است که رشد ۰.۷درصدي را ثبت کرد. همچنين، رشد مثبت صنعت خودرو که در مهر بعد از ۱۴ماه رقم خورده بود، در آبان ادامه پيدا نکرد و شاخص توليد اين صنعت کاهش بيش از ۱۵درصدي داشته است. محصولات دارويي و محصولات کاغذي در کنار صنعت خودرو، صنايعي با کاهش توليد بيش از ۱۵درصد در آبان بودند. از طرف ديگر، صنايع ماشينآلات و تجهيزات و دستگاههاي برقي رشد بيش از ۵درصد را در اين ماه ثبت کردند. رشد شاخص قيمت صنعت با استفاده از دادههاي شرکتهاي بورسي در آبان روند افزايشي داشته و از ۰.۲۷درصد مهر به ۲۸.۳درصد رسيده است. بيشترين نرخ رشد شاخص قيمت در آبان مربوط به صنايع ماشينآلات و تجهيزات، منسوجات و لاستيک و پلاستيک بوده که رشدي بيش از ۳۵درصد داشتند و کمترين تورم نيز مربوط به محصولات کاغذي و صنايع غذايي بوده است.
بررسيها نشان ميدهد پس از رشدهاي خيرهکننده نيمه اول ۱۴۰۱، روند رشد بخش صنعت در نيمه دوم سال ۱۴۰۱ نزولي شد و اين روند کاهشي در نيمه اول ۱۴۰۲ نيز ادامه داشت و اگرچه رشد فصلهاي اول و دوم ۱۴۰۲ نسبت به مدت مشابه مثبت بود، اين رشد نسبت به دورههاي قبلي کمرنگتر شد.در ماههاي پاييز ۱۴۰۲ رشد توليد صنعتي شرکتهاي بورسي به صفر نزديک شد و رشد توليد صنعتي در اين فصل نسبت به مدت مشابه سال ۱۴۰۱ به زير ۲درصد رسيد. در ادامه روند نزولي، رشد توليد صنعتي در زمستان ۱۴۰۲ در بازه منفي قرار گرفت و به منفي ۰.۳درصد رسيد. با اين حال رشد سهماه اول ۱۴۰۳ توليد صنعتي شرکتهاي بورسي در بازه مثبت و زير ۲درصد قرار گرفت. شاخص توليد صنعتي مرکز آمار ايران نيز رشد بخش صنعت در سهماه ابتدايي را ۱.۷درصد گزارش کرده است.
رشد شاخص توليد صنعتي شرکتهاي بورسي در هر سهماه تابستان ۱۴۰۳ وارد محدوده منفي شد و در بازه منفي۲ تا منفي۳درصد قرار گرفت. روند نزولي نرخ رشد که از بهار به تابستان اتفاق افتاده و نرخ رشد را منفي کرده بود، در مهر ادامه پيدا نکرد و رشد شاخص توليد صنعتي بورسي در اولين ماه پاييز افزايش يافت، اما در آبان رشد شاخص به منفي۳.۰درصد رسيد و رشد سهماه منتهي به آبان منفي ۲.۷درصد برآورد شده است. رشد شاخص توليد صنايع در مقاطع منتهي به آبان ۱۴۰۳ نسبت به دورههاي مشابه سال قبل نشان ميدهد شاخص توليد صنعت فلزات اساسي بعد از رشد مثبت ضعيف در مهر در آبان رشد منفي۳.۳درصد را ثبت کرد. رشد سهماه منتهي به آبان نيز منفي۲.۳درصد شد. شاخص توليد صنعت محصولات شيميايي جزو معدود صنايع با رشد مثبت در آبان بود. رشد سهماه منتهي به آبان در اين صنعت حدود صفر درصد برآورد شده است. علاوه بر صنعت خودرو، محصولات دارويي و محصولات کاغذي صنايعي با کاهش توليد بيش از ۱۵درصد در آبان بودند. از طرف ديگر ماشينآلات و تجهيزات و دستگاههاي برقي رشد بيش از ۵درصدي را در اين ماه ثبت کردند.
بررسي تغييرات در موجودي انبار محصولات نهايي در کنار رشد توليد صنايع ميتواند تحليلي از تغييرات سمت عرضه و تقاضا ارائه دهد. منظور از تغيير در موجودي انبار در اينجا تفاوت رشد توليد و فروش است. اگر رشد توليد بيشتر از رشد فروش باشد، موجودي انبار در آن دوره افزايش يافته و اگر رشد توليد کمتر از رشد فروش باشد، موجودي انبار کاهش داشته است.
در برهههاي زماني که محدوديت تقاضا و ظرفيت مازاد توليد در بخش عرضه وجود دارد، روند رشد توليد و تغييرات موجودي انبار در خلاف جهت هم خواهد بود؛ به اين معني که تغييرات رشد توليد در تغييرات تقاضا ريشه دارد. زماني که تکانهاي منفي بخش عرضه توليد و فروش را تحتتاثير قرار دهد، در دورههاي اوليه با وجود اينکه رشد توليد را کاهش ميدهد، رشد فروش را تحتتاثير قرار نميدهد و همين امر باعث کاهش موجودي انبار محصولات نهايي ميشود. از اينرو زماني که کاهش رشد توليد با کاهش موجودي انبار همراه باشد ميتوان گفت تکانه واردشده از بخش عرضه است.موجودي انبار در چند ماه ابتدايي سال ۱۴۰۲ پس از چند دوره متوالي رشد منفي در خرداد و تير، رشد مثبتي داشت که اين اتفاق با روند کاهشي نرخ رشد صنعت همراه بوده است. از مرداد تا آخر سال ۱۴۰۲ رشد فروش بيشتر از رشد توليد در صنعت بوده و همين امر باعث کاهش موجودي انبار محصول نهايي شده است. در پنجماه ابتدايي سال ۱۴۰۳ رشد سهماهه شاخص توليد صنعتي و تغييرات موجودي انبار کل صنايع روند مشابهي داشته است. رشد سهماهه توليد صنعتي که در فروردين منفي بود، در سهماه ارديبهشت، خرداد و تير مثبت و در مرداد مجددا منفي شده است که همين روال براي تغييرات در موجودي انبار نيز صدق ميکند؛ بهگونهاي که تغييرات سهماه منتهي به فروردين و همچنين مرداد در موجودي انبار منفي و در سهماه ارديبهشت تا تير مثبت بوده است.
اين همسويي ميتواند نشاندهنده اين باشد که کاهش توليد صنعتي در تغييرات بخش تقاضا ريشه نداشته است. در شهريور بهرغم کاهش در رشد سهماهه شاخص توليد، شاخص موجودي انبار در شهريور افزايش نشان ميدهد. در مهر نيز در حالي متوسط سهماهه شاخص موجودي انبار مثبت شد که رشد توليد کماکان منفي است. اين تفاوت مسير ميتواند آغاز کمبود تقاضا براي صنعت و کاهش رشدهاي آتي باشد. توليد صنعتي صنايع را براساس مثبت و منفي بودن رشد توليد سهماهه منتهي به آبان و تغيير (افزايش يا کاهش) موجودي انبار محصول نهايي در سهماهه منتهي به آبان، به سه گروه ميتوان تقسيم کرد:رشد مثبت توليد - کاهش موجودي انبار صنايع غذايي و محصولات شيميايي: افزايش فروش در اين گروه از صنايع در دورههاي اخير بالا بوده و افزايش توليد نيز نتوانسته است تمام اين افزايش فروش را پوشش دهد و همين امر به کاهش موجودي انبار محصول نهايي منجر شده است. رشد منفي توليد - کاهش موجودي انبار صنايع دارويي و کانيهاي غيرفلزي: کاهش رشد توليد همزمان با افزايش رشد فروش (يا کاهش کمتر رشد فروش) به کاهش موجودي انبار اين صنايع منتج شده است. به نظر نميرسد رشد منفي توليد اين گروه از صنايع به دليل کمبود تقاضا باشد و احتمالا عوامل موثر بر بخش عرضه در اين رشد منفي دخيل هستند.رشد منفي توليد - افزايش موجودي انبار در فلزات اساسي و خودروسازي و قطعات: کاهش فروش در اين صنايع از کاهش توليد در آنها پيشي گرفته که باعث افزايش موجودي انبار در اين صنايع شده است.

يکي از اقلامي که ميتواند بر تقاضاي صنايع بزرگ کشور اثرگذار باشد، فروش صادراتي صنايع است. ارزش واقعي فروش صادراتي در آبان نسبت به مدت مشابه سال قبل تنها 1.0درصد کاهش داشته است. بيشترين کاهش در ارزش واقعي صادرات در بين صنايع صادراتي مربوط به صنعت محصولات شيميايي است که ميزان صادرات اين صنعت در آبان نسبت به مدت مشابه سال قبل 16.9درصد کمتر شده است. همچنين صادرات صنايع فلزات اساسي، فرآوردههاي نفتي و کانيهاي غيرفلزي در اين ماه رشد مثبت داشته است.بهمنظور بررسي اثر صادرات بر رشد توليد، شرکتها براساس درجه صادراتمحوري به دو گروه تقسيم شدهاند و ملاک در اينجا درصد محصول صادراتي به کل فروش در هر شرکت بوده است. تقريبا در تمام ماههاي ۱۴۰۲ رشد شرکتهاي غيرصادراتي از شرکتهاي صادراتي کمتر بوده است. در نيمه اول سال ۱۴۰۳ اختلاف رشد اين دو گروه به حداقل رسيده و رشد دو گروه در يک مسير نوسان کردهاند. در مهر بعد از بيش از يکسالونيم در حالي که رشد گروه کمتر وابسته به صادرات مثبت شده، رشد گروه وابسته به صادرات منفي شده است. اين اختلاف نشان ميدهد که يکي از منشأهاي اصلي کاهش توليد در مهر شرکتهاي صادراتي بودهاند. در آبان نيز رشد شرکتهاي صادراتمحور کمتر بوده است.
يکي از ويژگيهاي بنگاه که بر عملکرد آن اثر ميگذارد اندازه بنگاه است. بنگاههاي بزرگتر بهواسطه دسترسي راحتتر به منابع مالي و تسهيلات بانکي، فعاليت در بازارهاي کمتر رقابتي، دسترسي بيشتر به بازارهاي صادراتي و وارداتي، داشتن قدرت چانهزني و رانتهاي ديگر از موقعيت متفاوتي نسبت به بنگاههاي ديگر برخوردارند. از طرفي سهم عمده ارزش توليد صنعتي در کشور براي شرکتهاي بزرگ است و تغييرات توليد آنها مهمترين شکلدهنده تغييرات شاخص کل توليد به شمار ميآيد. در سالهاي ۱۳۹۸ تا اواسط ۱۴۰۰ همواره رشد شرکتهاي بزرگ بيشتر از شرکتهاي کوچک و متوسط بوده است، اما در سالهاي ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ رشد دو گروه شرکتهاي بزرگ و شرکتهاي کوچک تفاوت معناداري با يکديگر نداشت. در اين دو سال رشد گروه شرکتهاي متوسط به طور معناداري بيشتر از دو گروه ديگر بوده و در بيشتر دورههايي که رشد دو گروه شرکتهاي بزرگ و کوچک در محدوده صفر درصد بوده، رشد شرکتهاي متوسط حدود ۵درصد در نوسان بوده است. از انتهاي سال ۱۴۰۲ رشد شرکتهاي متوسط نيز مانند دو گروه ديگر به محدوده منفي نزديک به صفر رسيد. در بازه خرداد تا مهر ۱۴۰۳ رشد شرکتهاي بزرگ به طور محسوسي بيشتر از شرکتهاي کوچک بوده است. در سهماه منتهي به آبان رشد شرکتهاي کوچک و بزرگ به هم نزديک شد، اما همچنان رشد شرکتهاي بزرگ بيشتر از شرکتهاي کوچک بوده است.
درجه وابستگي به واردات در بين صنايع و حتي شرکتهاي مختلف متفاوت است. بنابراين انتظار ميرود مشکلي مانند تحريم که واردات را مختل ميکند در صنايع با وابستگي بيشتر به واردات اثر بزرگتري داشته باشد. براي اينکه اثر واردات بر رشد توليد صنايع مشخص شود، شرکتها براساس درجه وابستگي به واردات به دو گروه وارداتمحور شديد و وارداتمحور کم تقسيم شدهاند و رشد توليد در اين دو گروه در دورههاي مختلف با هم مقايسه شده است. در نيمه ابتدايي سال ۱۴۰۲ رشد توليد شرکتهاي وارداتمحور بيشتر از ساير شرکتها بوده است. محدوديت در محصولات وارداتي جايگزين اصليترين عامل رشد توليد شرکتهاي وارداتمحور محسوب ميشود. در پاييز و زمستان ۱۴۰۲، اين روند معکوس شد و به عبارت ديگر رشد شرکتهاي وارداتمحور به ميزان معناداري پايينتر از رشد شرکتهاي غيروارداتمحور قرار گرفت. اختلاف رشد اين دو گروه در نيمه اول سال ۱۴۰۳ نيز ادامه پيدا کرد، در حالي که رشد شرکتهاي کمتر وابسته به واردات در محدوده صفر بوده، رشد منفي شرکتهاي وارداتمحور در اين دوره به طور متوسط بيش از ۸درصد بوده است. در دوماه ابتدايي پاييز نيز همچنان رشد شرکتهاي وارداتمحور کمتر از شرکتهاي ديگر بوده است.
توليد صنايع را ميتوان براساس ماهيت و کارکرد محصولات به سه گروه کالاهاي مصرفي، واسطهاي و سرمايهاي تقسيم کرد. از آنجا که عوامل اثرگذار بر اين کالاها با همديگر متفاوت است، طبيعي است که روندهاي متفاوتي داشته باشند. از اينرو بررسي توليدات در اين طبقهبنديها ميتواند به درک عوامل موثر بر روند تغييرات توليد کمک کند. روند رشد توليد کالاهاي مصرفي، واسطهاي و سرمايهاي را در دورههاي اخير نشان ميدهد محدوديت در واردات کالاهاي نهايي اعم از مصرفي و سرمايهاي باعث رشد قابلتوجه توليد اين محصولات در صنايع مختلف در سال ۱۴۰۱ شد، اما همانطور که انتظار ميرفت، اين رشد در سال ۱۴۰۲ ادامه پيدا نکرد و رشد توليد کالاهاي نهايي اعم از مصرفي و سرمايهاي در بيشتر دورهها منفي بود. براين اساس رشد سهماه منتهي به ماههاي تابستان توليد کالاهاي مصرفي کاهش محسوسي داشته و در محدوده منفي 8 تا منفي درصد قرار داشت. در مهر وضعيت کمي بهبود يافت و از رشد منفي کاسته شد، ولي رشد سهماهه منتهي به آبان مجددا به منفي6درصد رسيد.روند نزولي رشد توليد گروه کالاهاي واسطهاي از آبان ۱۴۰۲ شروع شد و تا فروردين ۱۴۰۳ ادامه يافت. رشد سهماهه ارديبهشت تا تير در اين گروه در محدوده مثبت قرار گرفت، ولي رشد اين گروه در بازه مرداد تا مهر ۱۴۰۳ در بازه منفي1.5 تا منفي2درصد قرار گرفت و در آبان به محدوده صفر درصد رسيد.

روند نزولي نرخ تورم صنعت براساس هر دو شاخص قيمت از ابتداي نيمه دوم سال ۱۴۰۲ آغاز شد و تورم صنعتي (محاسبهشده با استفاده از دادههاي بورسي) که در مهر ۱۴۰۲ بيش از ۳۶درصد بود، در اسفند به زير ۳۰درصد رسيد. اين روند نزولي تا فروردين ۱۴۰۳ نيز ادامه داشت، اما اين روند از ارديبهشت به بعد با شيب ملايمي صعودي شده است؛ به طوري که تورم صنعتي محاسبهشده از شرکتهاي بورسي که در فروردين ۱۴۰۳ حدود ۲۱درصد برآورده شده بود، در مهر به 27.0درصد و در آبان به 28.3درصد رسيد. براين اساس نرخ رشد قيمت صنايع ماشينآلات و تجهيزات، منسوجات و لاستيک و پلاستيک در آبان بيشتر از ساير صنايع و به ترتيب 39.5، 39.4 و ۳۵درصد است و کمترين تورم نيز مربوط به محصولات کاغذي و صنايع غذايي بوده است. مقايسه تورم مهر و آبان صنايع نشان ميدهد بيشترين افزايش در تورم مربوط به صنعت ماشينآلات و تجهيزات و بيشترين کاهش تورم مربوط به محصولات فلزي بوده است.
بهمنظور تداوم توليد و پايداري رشد در صنايع داشتن حاشيه سود مطمئن از الزامات به شمار ميآيد. براساس آمار 6ماهه ۱۴۰۳ از ميان ۴۷۴شرکت، ۷۶شرکت در گزارشهاي صورت مالي خود در اين دوره سود خالص منفي را اعلام کردند که نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۳۴شرکت بيشتر شده است. افزايش قابلتوجه تعداد شرکتهاي زيانده در صنايعي مانند خودرو، محصولات دارويي، محصولات غذايي و فلزات اساسي اتفاق افتاده است. اين افزايش در شرکتهاي زيانده با رشد منفي 5.9درصدي سود اسمي کل شرکتها همراه بوده که نشاندهنده بدتر شدن وضعيت سودآوري در نيمه ابتدايي سال ۱۴۰۳ است. بر اساس آمار ۱۲ماهه ۱۴۰۲ از مجموع ۵۱۰شرکت ۳۰شرکت زيانده بودهاند که نسبت به سال مالي قبل، چهار شرکت کمتر بوده است. رشد سود اسمي در اين دوره 9.8درصد بوده که در مقايسه با تورم در اين دوره ميتوان گفت ارزش واقعي سودهاي شرکتهاي بورسي به طور چشمگيري کاهش داشته است.
در اين دوره در بين صنايع، صنعت خودرو همچنان زيانده بوده و زيان اين صنعت 5.4درصد افزايش داشته است. در بين صنايع در 6ماهه ۱۴۰۳، تنها در صنايع محصولات شيميايي و محصولات غذايي رشد اسمي سود مثبت بوده و در ساير صنايع مورد بررسي رشد سود اسمي منفي بوده است. در بين اين صنايع خودروسازي و قطعات و فرآوردههاي نفتي بيشترين کاهش در سود را داشتهاند.